قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4589

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال هفتصد و پنجاه و پنجم از هجرت [ موافق سال هفتصد و چهل و پنجم از رحلت خير البشر « 1 » ] و در اين سال باز امراى بىوفاى مصر ميل پادشاهى تازه نموده ملك صالح را از سلطنت خلع نمودند . و سببش آنكه ميان صرغتمش و طاز مخالفت شد و شيخون مدتى آن دو را نصيحت كرد ، اما سودى نكرد . آخر طاز به بهانهء شكار از شهر بيرون رفت و غلامان خود را فرمود كه صرغتمش را بگيرند . و صرغتمش سوار شده با آن جماعت جنگ كرد و امير شيخون نيز جمعى به كمك صرغتمش فرستاد و صرغتمش ظفر يافت و نزد شيخون آمد و مبالغه كرد كه ملك صالح با طاز متفق است ، او را بر طرف نموده حسن را كه ملك ناصر لقب داشت ، باز سلطان مصر مىبايد كرد . نخست شيخون قبول نكرد ، اما آخر راضى شد ، به اتفاق حسن را پادشاه كردند . و مدت حكومت ملك صالح سه سال و سه ماه و چهارده روز بود ، و طاز و شيخون و صرغتمش حاكم بودند و صالح از حكومت همين نام داشت . در احدى و ستين و سبعمائه [ 761 هجرى ] به هفده سالگى فوت شد . او جوانى بود در غايت حسن و جمال و به غايت عاقل . اما امراى مصر را نيك و بد يكسان بود . هرچه دلخواه ايشان بود از قوه به فعل مىآوردند . چون بار ديگر حسن ، ملقب به ملك ناصر قدم بر مسند سلطنت نهاد ، اول حكمى كه كرد گرفتن طاز بود . شيخون به مكافات آنكه طاز با او كرده بود شفاعت او كرده او را به حكومت

--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر .